احادیث مربوط به برص

احادیث مربوط به برص

موضوع تحقیق :
بررسی روایی علل و درمان برص
کاری از گروه پژوهشی در احادیث پزشکی
http://www.hakimeshirazi.ir
تابستان ۹۴
مقدّمه
یکی از موضوعات بسیارمهم در عصر حاضر، موضوع طبّ؛ بویژه طبّ اسلامی است که دانشمندان علم طبّ و آشنایان با معارف اسلامی باید به تحقیق در این مهم، همّت گمارده، در توسعه و ترویج آن بکوشند.
امام صادق علیه السلام وجود طبیب را یکی از نیازمندی های ضروری اجتماع می داند. اسلام، مشوّق مسلمانانی است با جسمی سالم و نیرومند و بدنی قوی و آماده. در قرآن مجید نیز به هنگام شرح صفات «طالوت» و صلاحیت او برای مقام رهبری بنی اسرائیل، نیروی جسمانی او را در ردیف نیروی علمی او آورده و می فرماید: «انّ الله اصطفاه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم»
در روایات نیز به این موضوع بسیار توجّه شده است؛ زیرا هرگونه تلاش و کوشش در راه سالم سازی جسم؛ می تواند کوششی در راه تقویت بنیه های معنوی و انسانی محسوب گردد.
برخی تصورمی کنند ، دستورات اسلام منحصر به سلامت روح و روان است و غافل از نسخه های شفا بخش در روایات ، درمان را در کتب طبی شرق و غرب جستجو می کنند ، حال آنکه چگونه ممکن است دین اکمل اسلام از در هر عرصه ای (سیاسی،اقتصادی ، فرهنگی ، فردی ،اجتماعی ،عبادی ،اخلاقی….) برنامه ای متقن داشته باشد اما در بحث سلامت جسم سکوت اختیار کند؟؟؟
توجه به روایات فراوان و ارزشمند طبی ، هر انسان و طبیبی را بی نیاز از درمان می کند، چرا که با اهل بیت علیهم السلام با علم الهی خود نسبت به ابعاد روحی و جسمی انسان و جهان وراء و ماوراء سبب و درمان بیماریها را بیان کرده اند.
در این پژوهش سعی شده برخی از”علل و راههای درمان بیماری پوستی برص با توجه به احادیث طبی ” مورد بررسی قرار گیرد.
چيستي برص
واژه «ابرص» دو مرتبه در قرآن کريم به کار رفته که هردو در حکايت معجزات حضرت عيسي(ع)بيان شده است.
« اذقال الله يا عيسي ابن مريم اذکر نعمتي عليک و علي والدتک… و اذ تخلق من الطين کهيئه الطير بإذني فتنفخ فيها فتکون طيرا بإذني و تبري الاکمه و الابرص باذني…»
[يادکن] هنگامي را که خدا فرمود:اي عيسي پسر مريم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به يادآور…و آن گاه که به اذن من از گل [چيزي] به شکل پرنده مي ساختي، پس در آن مي دميدي و به اذن من پرنده اي مي شد و کور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مي دادي.
بَرَص (پیسی)، گونه ای بیماری پوستیِ مزمن ناواگیر که به شکل لکّه های سفید نرمِ کمابیش بزرگ بر اندامهای گوناگون تن آدمی حادث می‌شود و گاهی سراسر تن را فرا می‌گیرد.
به سبب همانندی برخی از علتها و نشانهای پیسی با چند بیماری پوستیِ دیگر ــ بویژه بَهَق (معرّبِ بَهَک) و جُذام (خوره) ــ از قدیم غالباً برص را بِناروا مترادف با جذام یا یکی از مقدّماتِ آن دانسته و شخصِ «مَبْروص» یا «أبرص» (= مبتلا به برص) را همچون جذامیان، منفور و مطرود (از اجتماع) داشته اند.
در قاموس کتاب مقدس نيز آمده است:
برص بيماري سختي است و آن غير جذام است. برص بيماري پوستي است، اگرچه در عضو مبتلا تاثير مي گذارد و در اثر آن بند انگشتان و بيني و سقف گام مي افتد.در بسياري موارد، اين بيماري با جوش ها و سفيدي هايي خودنمايي مي کند، اما بعد از مدتي از پوست تجاوز مي کند و موجب سفيدي عضو مبتلا مي گردد…
فرهنگامه هاي پزشکي معاصر، واژه vitiligo را معادل لاتين«برص» دانسته و آن را چنين توضيح داده اند:
لک و پيس حالتي ناشي از نقص در تشکيل ملانين پوست است که در بعضي نواحي پوست به صورت لکه اي سفيد شيري رنگ با حاشيه پررنگ ايجاد مي شود.
پزشکان نيز در تشريح اين بيماري مي گويند:
پيسي عبارت است از يک بيماري پوستي اکتسابي که در اثر از بين رفتن رنگدانه پوستي ايجاد مي شود.
تظاهرات باليني اين بيماري چنين گزارش شده است:
پيسي يک بيماري اکتسابي پوسيت و بد شکل کننده است- که به صورت لکه هاي سفيد – که به وسيله حاشيه همرنگ پوست يا تيره تر احاطه شده است- تظاهر مي کند.
بوعلي سينا(۳۷۰-۴۲۸ق) درکتاب قانون مي نویسد:
بهک و برص(پيسگي)، هردو سياه و سفيد دارند و هردو عبارت از لکه هايي هستند که بر پوست بدن ديده مي شود … بهک، هردو نوعش، چه سياه و چه سفيد، در خود پوست پيدا مي شوند و اگر احيانا به ژرفا تاثير کنند، بسيار کم است و چندان از پوست فروتر نمي روند. اما پيسگي در پوست و گوشت نفوذ مي کند و تا سر استخوان مي رسد.
پيسگي سياه ….پوست را به حالتي سفال مانند درمي آورد و بسيار زبر مي کند و پولک مانندهايي بر پوست مي اندازد که به پولک هاي ماهي مي مانند و جاي آسيب ديده مي خارد. اين بيماري پيسگي از مقدمات بيماري جذام است. پيسگي سياه با اين همه بدجنسي که دارد و با اين که اگر کهنه شد و ماندگار ماند ديگر علاج پذير نيست؛ همچنان که اگر بهک نيز کهنه شد شفا نمي يابد، باز هردو از پيسگي سفيد سلامت ترند، که سبب آنها معلوم است.
به گفته تهانوی، «دربه گفته تهانوی، «در برصِ سیاه، پوست دیگرگون شده دچار خشونت («زِبری، درشتی») شدید و تَفْلیس («پولک پولک گردانیدن») همچون فَلسهای پوست ماهی می‌گردد.»
ابن سينا در فرق بين بهک سفيد و پيسگي سفيد مي گويد:
اگر لکه سفيد، بهک سفيد باشد، مويي که برآن مي رويد، کاملا به رنگ موي طبيعي انسان مبتلا به بهک است…اما بر لکه سفيدي که پيسگي باشد، تنها موي سفيد مي رويد.
در جاي لکه پيسگي سفيد، پوست فرورفتگي دارد و با پوست ساير بدن برابر نيست، اما در حالتي که لکه بهکي باشد، يا فرورفتگي اصلا نيست ويا اگر باشد بسيار کم است.
سوزن به جاي لکه فرو برد. اگر خون بيرون تراويد، بدان که بهک است و اگر ماده اي نمين، آب سان، تراويد بدان که پيسگي است و اين نوع شفاپذير نيست.
اگر لکه را با دست ماساژ دادي و سرخ رنگ شد اميد در شفايش هست و اين سرخ شدن از اثرماساژ بيش تر سزاوار بهک است، اما اگر از ماساژ دادن با دست سرخ نشد، نشان از بدي و بدجنسي دارد.

برداشت فقها از برص
فقهاي اماميه با برداشتي مطابق و هماهنگ با آنچه اطباي قديم گفته بودند، درباره برص سخن گفته اند. شهيد ثاني(شهادت ۹۶۶ق) مي فرمايد:
برص در پوست و گوشت سرايت مي کند، ولي بهق در سطح پوست محدود مي ماند. مي توان با فروکردن سوزني در عضو مبتلا، بين بهق و برص فرق گذاشت. اگر خون آمد معلوم مي شود که بهق است واگر مايعي سفيد خارج شد، برص ثابت مي شود.
ايشان در جاي ديگر مي فرمايد:
شرط هشتمي براي نگاهدارنده کودک گفته شد و آن سلامت از بيماري مسري مانند جذام و برص است؛ زيرا نگاهداري چنين فردي براي بچه با خطر همراه است.
صاحب جواهر (م۱۲۶۶ق) مي گويد:
اگرچه برص و بهق هردو با سپيدي همراه اند، اما بين آن دو تفاوت است؛ زيرا برخلاف بهق، برص در گوشت نفوذ مي کند و به استخوان مي رسد. از علايم برص آن که اگر در عضو مبتلا سوزن فروکني، خون خارج نشود، بلکه مايعي سفيد رنگ تراوش کند و عضو قرمز نگردد و پوستش فرو رفته و موي آن سپيد باشد.
ديگر فقها نيز قريب به همين مطالب را گفته اند. برخي از مراجع معاصر نيز اطلاق برص بر بيماري ناشي از کار افتادن رنگ دانه هاي پوست را نفي کرده و فرموده اند:
برص سفيدي است که در بدن بروز مي کند و آن غير از بهق است که در اثر کاهش رنگ دانه ها در پوست ظاهر مي گردد.
در منابع فقهي اهل سنت نيز اين بيماري را همين گونه تشريح کرده اند:
برص سفيدي تندي است که پوست را لکه دار مي کند و سرخي آن را از بين مي برد. مي گويند علامت اين بيماري آن است که موضع بيماري در اثر فشاردادن سرخ نمي شود.

سبب شناسی
جملاتی چون پیشگیری بهتر از درمان یا علاج واقعه قبل از وقوع ،دیدگاه آینده نگری انسان را بیدار نموده و وی را به تکاپو برای گریز از ناملایمات روحی و جسمی برانگیخته است،از این رو با شناخت ریشه بیماریها می توان از ابتلاء به آنها جلوگیری نمود.
حدوث برص را عموماً ناشی از «غلبه بَلْغَم (یا خِلط بلغمی) بر خون و ضعف «قوّه مُغیِّره» («نیروی دگرگون کننده»، یعنی قوه ای که، به گمان قدما، غذای موجود و جاری در خون را تماماً موافق مزاج اَجزای اندامها می‌گرداند) در فلان اندام (یعنی اندامی که پوست آن دچار پیسی شده است)، در صورتی که آن ضعف از بَدی و فسادِ مزاجِ سرد باشد» دانسته اند.
دانشمندان نظریات مختلفی درباره علت پیدایش برص یا پیسی داده اند. آنان می گویند: قهر و ترس و هیجانات و ناراحتی های روحی در پیدایش آن بی تأثیر نیست. برخی گفته اند این بیماری ارثی است.
اما روایات دینی ، با نگاهی عمیق تر از حس و تجربه ، به بیان ریشه و راه های پیشگیری از برص پرداخته اند :

۱- مالیدن سنگ پا به بدن :
وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام لَا تَدْلُكَنَّ بِالْخَزَفِ فَإِنَّهُ يُورِثُ‏ الْبَرَصَ‏ وَ لَا تَمْسَحْ وَجْهَكَ بِالْإِزَارِ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْه‏
امام صادق (علیه السلام ) فرمود: سنگ پا را به بدن نمال، چرا که پیسی (برص) می آورد. به طور کلی مالیدن جایی از بدن به آجر، خشت، سفال، و ظروف سفالین و به هر چیزی که از سفال یا از گِل پخته به عمل آمده باشد، ممکن است باعث پیدایش پیسی شود.

۲- آب گرم شده باحرارت آفتاب
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْمَاءُ الَّذِي يُسَخَّنُ بِالشَّمْسِ لَا تَتَوَضَّئُوا بِهِ، وَ لَا تَغْتَسِلُوا بِهِ، وَ لَا تَعْجِنُوا بِهِ، فَإِنَّهُ يُورِثُ‏ الْبَرَصَ‏
وضو و غسل و خمیر کردن با آبی که در آفتاب گرم شده است: حدیثی نبوی درباره برص زایی آبِ «مُشمَّس» («آفتاب خورده») یا «مُسخَّن فی الشمس» («در آفتابْ داغ شده») نقل کرده اند
به روایت محمد بن حسن طوسی از امام جعفر صادق ، علیه‌السلام : «آبی که در آفتاب داغ کرده شود، با آن وضو نسازید، خود را با آن نشویید و با آن، آرد خمیر نکنید زیرا مورثِ برص می‌شود».

۳- در حال سیری و پر بودن شکم، چیز خوردن
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الْأَكْلُ عَلَى الشِّبَعِ يُورِثُ‏ الْبَرَص‏

۴- نوره گذاشتن در روز چهارشنبه یا جمعه :
مِنَ الرَّوْضَةِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَمْسُ خِصَالٍ يُورِثُ‏ الْبَرَصَ‏- النُّورَةُ يَوْمَ‏ الْجُمُعَةِ وَ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ… ‏
اگرچه نوره گذاشتن و از بین بردن موهای زاید بدن مستحب است و یکی از سنت های پیامبر صلی الله علیه و آله شمرده می شود، لیکن از نوره گذاشتن در روز چهارشنبه و جمعه نهی شده، زیرا از امام کاظم علیه السلام نقل شده که نوره گذاشتن در روز جمعه و چهارشنبه احتمال دارد باعث بروز پیسی شود.
البته برخی اعتقاد دارند این روایت از روی تقیه عنوان شده ، اما در هر صورت احتیاط شرط عقل است.

۵٫ خوردن و نوشیدن در حال جنابت (برای در امان ماندن از این عامل لازم است که بعد از جنابت ، وضو بگیرد و با وضو بخورد و بیاشامد. ) مِنَ الرَّوْضَةِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَمْسُ خِصَالٍ يُورِثُ‏ الْبَرَصَ…وَ الْأَكْلُ عَلَى الْجَنَابَةِ ….‏
۶٫ رابطه جنسی با زن حائض
مِنَ الرَّوْضَةِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَمْسُ خِصَالٍ يُورِثُ‏ الْبَرَصَ‏….وَ غِشْيَانُ الْمَرْأَةِ فِي حَيْضِهَا …..
۷٫ نگاه کردن به درون عضو جنسی زن هنگام مجامعت
رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَا يَنْظُرَنَّ أَحَدُكُمْ إِلَى بَاطِنِ فَرْجِ الْمَرْأَةِ فَإِنَّهُ يُورِثُ‏ الْبَرَصَ‏
۸- نفرین اولیاء الهی : در برخي از روايات، اولياي الهي ابتلا به برص را براي معاندان حق خواستار شدند و به اين صورت آنها را نفرين کردند؛ مثلا هنگامي که امام علي(ع) به بصره رسيد، از انس بن مالک خواست به سراغ طلحه و زبير رود و حديثي را که از رسول خدا(ص) درباره آنها شنيده بود، يادآورشان شود.
انس سرپيچي کرد و بازگشت و بهانه آورد که آن حديث فراموشم شده است. مولا فرمود: اگر دروغ مي گويي، خدا تو را به لکه اي سفيد دچار کند که دستارش نپوشاند.

مواردی نیز در روایات ذکر شده که انجام آنها از ابتلاء به پیسی جلوگیری میکند از جمله :
۱٫ بعد از مغرب و قبل از خارج شدن از حال نماز و صحبت کردن با کسی صد مرتبه بگوید: ” بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم ” و صد مرتبه هم بعد از نماز صبح بگوید و هر کس این کار را انجام دهد خدا صد نوع از بلا را از او دور می کند که کمترینشان پیسی ، جذام ، سلطه شیطان و سلطه ستمگر است .

۲٫ شستن سر با گل خطمی در هر جمعه:
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام غَسْلُ‏ الرَّأْسِ‏ بِالْخِطْمِيِّ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُنُون
۳٫ مالیدن حنا به بدن: در روایت آمده است: اگر انسان بعد از آن که نوره گذاشته و موهای زاید بدن را از بین برده، همه جای بدن از پیشانی تا نوک پا – به ویژه جاهایی را که نوره مالیده، حنا بگذارد، سبب عافیت از برص می شود.
‏۴ . چیدن ناخن ها برای مرد و زن و کوتاه کردن شارب برای مردها، در هر جمعه.
عن ابي عبد اللَّه عليه السّلام قال: تقليم الأظفار و أخذ الشّارب في كلّ جمعة أمان من البرص‏ و الجنون‏.
۵٫ خواندن سوره نحل در هر ماه:
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ‏ مَنْ قَرَأَ سُورَةَ النَّحْلِ فِي كُلِّ شَهْرٍ كُفِيَ الْمَغْرَمَ فِي الدُّنْيَا وَ سَبْعِينَ‏ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَايَا أَهْوَنُهُ الْجُنُونُ وَ الْجُذَامُ وَ الْبَرَصُ
۶٫ آب خوردن از کوزه عمومی:
رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ شُرْبُ الْمَاءِ مِنَ الْكُوزِ الْعَامِّ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُذَام‏
۷٫ خوردن آنچه از سفره می ریزد:
رَأَى النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَبَا أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيَّ يَلْتَقِطُ نُثَارَةَ الْمَائِدَةِ فَقَالَ ص بُورِكَ‏ لَكَ‏ وَ بُورِكَ عَلَيْكَ وَ بُورِكَ فِيكَ فَقَالَ أَبُو أَيُّوبَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ غَيْرِي قَالَ نَعَمْ مَنْ أَكَلَ مَا أَكَلْتَ فَلَهُ مَا قُلْتُ لَكَ وَ قَالَ مَنْ فَعَلَ هَذَا وَقَاهُ اللَّهُ الْجُنُونَ وَ الْجُذَامَ وَ الْبَرَصَ وَ الْمَاءَ الْأَصْفَرَ وَ الْحُمْقَ‏
رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ابو ایوب را دید که غذاهایی که از سفره بیرون می ریزد را جمع کرده و می خورد. حضرت فرمود: مبارک باد بر تو و برای تو و در تو . ابو ایوب پرسید: این دعا خاص من است یا غیر من را هم می گیرد؟
فرمود: هر کس خورده ریزهای سفره را بخورد شامل این دعا است و خدا او را از جنون ، آب زرد و پیسی و حماقت حفظ می کند.

۸٫ درآمدن دمل نشانه دفع پیسی است:
عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ‏ لَا تَكْرَهُوا أَرْبَعَةً فَإِنَّهَا لِأَرْبَعَةٍ الزُّكَامَ فَإِنَّهُ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ لَا تَكْرَهُوا الدَّمَامِيلَ‏ فَإِنَّهَا أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ لَا تَكْرَهُوا الرَّمَدَ فَإِنَّهُ أَمَانٌ مِنَ الْعَمَى وَ لَا تَكْرَهُوا السُّعَالَ فَإِنَّهُ أَمَانٌ مِنَ الْفَالِجِ‏
۹٫ خوردن بورانی بادمجان و بادمجان سرخ شده :
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام عَلَيْكُمْ بِالْبَاذَنْجَانِ الْبُورَانِيِّ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ يُؤْمِنُ مِنَ الْبَرَصِ وَ كَذَا الْمَقْلِيُ‏ بِالزَّيْت‏
۱۰٫ خوردن نمک پیش و پس از غذا؛ پیامبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فرمود: یا علی! غذا را با خوردن مقداری نمک شروع کن و با نمک به پایان برسان!زیرا این کار باعث شفا و عافیت از هفتاد نوع بلا و بیماری است که یکی از آن ها برص می باشد.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِعَلِيٍّ علیه السلام عَلَيْكَ بِالْمِلْحِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً أَدْنَاهَا الْجُذَامُ وَ الْبَرَصُ‏ وَ الْجُنُون‏
۱۱٫ رفع نیاز برادر مومن : أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ قَالَ لِعُثْمَانَ بْنِ عِمْرَانَ‏ يَا عُثْمَانُ إِنَّكَ لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَةُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَيْتَ فِي حَاجَتِهِ وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ‏ سُرُوراً فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص- وَ قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ تَدْفَعُ الْجُنُونَ وَ الْجُذَامَ وَ الْبَرَص‏
۱۲٫ خواندن دعای خاص : عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ‏ مَنْ قَالَ فِي دُبُرِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَ دُبُرِ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ سَبْعَ مَرَّاتٍ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ دَفَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ أَهْوَنُهَا الرِّيحُ وَ الْبَرَصُ‏ وَ الْجُنُونُ‏ وَ إِنْ كَانَ شَقِيّاً مُحِيَ مِنَ الشَّقَاءِ وَ كُتِبَ فِي السُّعَدَاء

راه های درمان :
از روایات فهمیده می شود که ریشه این بیماری هر چه باشد، قابل درمان است. بنا بر این نباید با متمرکز ساختن ذهن و خیال خود در مورد این بیماری و آثار و عواقب آن، سیستم دفاعی بدن خود را ضعیف و سست کرد ،بلکه با توکل و امیدواری به لطف و فضل خدا، به جای اضطراب و دلهره، نشاط و شادی و آرامش روحی در خودت ایجاد نمود که قطعا آرامش روحی و ثبات ذهن و فکر در درمان بیماری ها تأثیر مثبت و نقش تعیین کننده ای دارد.

۱٫ سویق خشک :
أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ‏ السَّوِيقُ الْجَافُّ يَذْهَبُ بِالْبَيَاضِ‏
۲٫ تربت امام حسین را با آب باران مخلوط کند( و بر موضع بمالد):
شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْبَرَصَ فَأَمَرَ أَنْ يَأْخُذَ طِينَ‏ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع بِمَاءِ السَّمَاءِ فَفَعَلَ ذَلِكَ فَبَرَأ
۳٫ مردی نزد امام صادق علیه السلام از لک و پیس اظهار ناخرسندی کرد ، فرمود : به حمام برو و حنا را با نوره درآمیز و برمحل بمال ، و پس از این کار هیچ ناراحتی نخواهی داشت ، آن مرد گوید : به خداوند سوگند تنها یکبار این کار را انجام دادم و خداوند مرا بهبود بخشید و آن بیماری دیگر بازنگشت.

۴٫ حجامت در سر ، درمانی برای دیوانگی ، جذام و شب کوری و پیسی و سردرد است.

۵- خوردن آبگوشت با گوشت گاو.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ فِي مَرَقِ لَحْمِ الْبَقَرِ يَذْهَبُ بِالْبَيَاض‏
۶- خوردن گوشت گاو همراه با چغندر:
حضرت امام باقرعلیه السلام، چغندر را برای درمان «بَرَص»، مفید دانسته است. ایشان می فرماید: بنی اسرائیل از بَرَص نالیدند و شکایت کردند. حضرت موسی این شکایت را به خداوند متعال رساند، خداوند عزّوجلّ امر کرد که گوشت گاو را با چغندر بخورند تا از بَرَص شفا یابند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ‏ مَرَقُ السِّلْقِ بِلَحْمِ الْبَقَرِ يَذْهَبُ بِالْبَيَاضِ‏

۷- يونس بن عمار گويد: به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم اين بيمارى كه در چهره‏ام ظاهر شده مردم خيال مى‏كنند كه خداوند به هر بنده‏اى كه نياز ندارد او را به اين درد مبتلا مى‏كند، امام عليه السّلام فرمود: مؤمن آل فرعون هم دستش معيوب بود ولى با همه آنها تبليغ دين مى‏كرد.
بعد فرمود: هر گاه ثلث آخر شب شد برخيز و وضوء بگير و خود را براى نماز آماده كن، و هنگامى كه به سجده آخر در ركعت اولى رسيدى در سجده بگو: يا على يا عظيم، يا رحمان يا رحيم، يا سامع الدعوات يا معطى الخيرات صل على محمد و آل محمد و اعطنى من خير الدنيا و الآخرة ما أنت اهله و اصرف عنى من شر الدنيا و الآخرة ما أنت أهله و اذهب عنى هذا الوجع فإنه قد غاظنى‏ و أحزننى.
در خواسته خود از خداوند كوشش كن، يونس گويد: من اين دعا را خواندم و هنوز به كوفه نرسيده بودم كه بيمارى من بر طرف شد.

————————————————————————–

۱ سوره بقره ، آیه ۲۴۷
http://www.hawzah.net
سوره مائده ، آیه ۱۱۰ .
https://rasekhoon.net/article/show
https://rasekhoon.net/article/show
ptth://www.wikifeqh.ir
https://rasekhoon.net/article/show
همان .
ptth://www.wikifeqh.ir
مكارم الأخلاق ص ۵۷
http://kajavehdaran.samenblog.com
الأربعون حديثا ص ۳۳
ptth://www.wikifeqh.ir
أمالي الصدوق ص ۵۴۳
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۷۳ صص ۹۲-۹۳
http://kajavehdaran.samenblog.com
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۷۳ صص ۹۲-۹۳
همان.
تحف العقول عن آل الرسول، ص ۱۲۵
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ج‏۲، ص ۱۲۷
من لا يحضره الفقيه ج‏۱، ص ۱۲۴
حلیه المتقین ، ص۱۵۱٫
الحكم الزاهرة ص ۷۱۰
ثواب الاعمال عقاب الاعمال ، ص ۱۰۷
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۵۹ ص ۲۶۹
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۶۳ ص ۴۳۱
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۵۹ ص ۱۸۵
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۶۳ ص ۲۲۳
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۶۳ ص ۳۹۷
تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ج‏۱۶ ص ۳۵۹
الكافي ج‏۲ ص ۵۳۱
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۶۳ ص ۲۷۹
مكارم الأخلاق ص ۳۸۴
جامع الطب الائمه ص ۹۹
همان ص ۹۶
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۶۳ ص ۹۷
http://www.hawzah.net
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏۶۳ ص ۲۱۶
ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار ج‏۱ ص ۱۱۳

گردآورنده:خانم سیف اللهی

مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. حامد
    10:33 2017/07/17

    سلام خدا بع حق حضر زهرا س تن سالم و عاقبت به خیرتان کند