احادیث مربوط به شکراحمر(سرخ)

احادیث مربوط به شکراحمر(سرخ)

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیحاتی در مورد شکر

سُکَر- شکر احمر (سرخ)

شکر سرخ عصارۀ نیشکر است اکثراً در سرزمین های هند، مصر، چین، خوزستان و عمان می روید. شکر سرخ از نی شکرهای سرخ رنگ به عمل می آید بدین شکل که نی آن را گرفته و پوست می کنند، سپس آن را کوبیده و آب آن را می گیرند. و بعد آن را طبخ می نمایند تا منعقد شود.
در گذشته برای سفید کردن شکر، شکر را با آب حل می کردند سپس تصفیه می نمودند و با شیر و سفیده تخم مرغ می پختند و در نهایت منعقد شده و شکر سفید به دست می آمد که طبع آن نیز از گرمی و تری به خشکی می گرایید و خواص آن تغییرات به سزایی می کرد و اما امروز برای سفید کردن شکر از مواد شیمیایی استفاده می شود که علاوه بر تغییر مزاج و طبیعت آن مشکلات عدیده ای در سلامتی بدن انسان ایجاد می کنند.
اگر شکر را زیاد تصفیه کنیم و در نوبت های مختلف مورد تصفیه قرار گیرد حلاوت و حرارت آن کمتر و معتدل تر می گردد و حال آنکه طبیعت آن نیز دگرگون می گردد. مثلاً شکر سرخ در آخر دوم گرم و در آخر اول خشک است و آب نیشکر در دوم گرم و در اول تر است و حال آنکه شکر سفید در دوم گرم و در اول خشک است. در واقع شکر هر چه صاف تر باشد حرارتش کمتر و هرچه کهنه شود خشکی در آن غالب می شود و بر یبوست و خشکی آن افزوده می گردد

منابع: الحاوی تحفه المؤمنین مخزن الادویه صیدنه

شكر چه خواصی دارد؟
الكافي عن يحيى بن بشير النَّبّال :
قالَ أبو عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام لِأَبي : يا بَشيرُ ، بِأَيِّ شَيءٍ تُداوونَ مَرضاكُم؟
فَقالَ : بِهذِهِ الأَدوِيَةِ المِرارِ .
فَقالَ لَهُ : لا ، إذا مَرِضَ أحَدُكُم فَخُذِ السُّكَّرَ الأَبيَضَ فَدُقَّهُ وصُبَّ عَلَيهِ الماءَ البارِدَ وَاسقِهِ إيّاهُ ، فَإِنَّ الَّذي جَعَلَ الشِّفاءَ فِي المَرارَةِ قادِرٌ أن يَجعَلَهُ فِي الحَلاوَةِ .

الكافى
– به نقل از يحيى بن بشير نَبّال: امام صادق عليه‏السلام از پدرم پرسيد : «اى بشير ! با چه چيز ، بيمارانتان را درمان مى‏كنيد؟» .
پدرم گفت : با اين داروهاى تلخ .
امام عليه‏السلام به وى فرمود : «نه ! اگر كسى از شما بيمار شد ، قدرى شِكر سفيد بردار ، آن را بساى . آب سرد بر رويش بريز و آن را به بيمار بخوران ؛ چرا كه آن كه در دارويى تلخ ، درمان نهاده ، بر اين هم تواناست كه درمان را در شكرينه قرار دهد» .

الكافي ، جلد ۶ ، صفحه ۳۳۴ ، حديث ۹ ، المحاسن ، جلد ۲ ، صفحه ۳۰۲ ، حديث ۲۰۰۵ ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۳۰۰ ، حديث ۹ دانش نامه احاديث پزشكي : ۲ / ۳۵۲-
—————————————————-
الإمام الكاظم عليه‏السلام :
تَأخُذُ لِلحُمّى وَزنَ‏عَشَرَةِ دَراهِمَ سُكَّرا بِماءٍ بارِدٍ عَلَى الرِّيقِ.

امام كاظم عليه‏السلام :
براى تب ، به اندازه وزن دَه درهم ، شكر به آب سرد درمى‏آميزى و ناشتا مى‏خورى .

مكارم الأخلاق ، جلد ۱ ، صفحه ۳۶۳ ، حديث ۱۱۸۹ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه ۵۰ وفيه «عن اُسامة الشحّام قال : سمعت أبا عبداللّه‏ عليه‏السلام يقول : ما اختار جدّنا صلوات اللّه‏ عليه للحمّى إلاّ وزن . . .» ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۳۰۰ ، حديث ۱۲ ، دانش نامه احاديث پزشكي : ۲ / ۳۵۲ در طبّ الأئمّة عليهم‏السلام ، چنين آمده است: «از اُسامه شحّام ، نقل شده كه گفته است: از امام صادق عليه‏ السلام شنيدم كه مى‏فرمود: جدّ ما – كه درودهاى خدا بر او باد – براى شب ، جز به اندازه وزن … برنگزيد».
——————————————————
الكافي عن إبراهيم الجعفي :
دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام ، فَقالَ : ما لي أراكَ ساهِمَ الوَجهِ؟
فَقُلتُ : إنَّ بي حُمَّى الرِّبعِ .
فَقالَ : ماذا يَمنَعُكَ مِنَ المُبارَكِ الطَّيِّبِ؟ اِسحَقِ السُّكَّرَ ، ثُمَّ امخُضهُ بِالماءِ وَاشرَبهُ عَلَى الرِّيقِ وعِندَ المَساءِ .
فَفَعَلتُ فَما عادَت إلَيَّ .

الكافى
– به نقل از ابراهيم جُعْفى: بر امام صادق عليه ‏السلام وارد شدم . پرسيد : «چرا تو را پريده‏رنگ مى‏بينم؟» .
گفتم : تب رِبع دارم .
فرمود : «چه چيز ، تو را از خجسته پاك ، باز مى‏دارد؟ شكر را بساى و سپس در آب ، حل كن و آن را ناشتا و همچنين در شامگاهان بخور» .
اين كار را انجام دادم و از آن پس ، به اين حالت ، گرفتار نيامدم .

الكافي ، جلد ۸ ، ص۲۶۵، حديث ۳۸۴ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام، ص۵۱ نحوه ، بحارالأنوار، جلد ۶۲، ص۱۰۳، ح۳۳ ، دانش نامه احاديث پزشكي : ۲ / ۳۵۲ مقصود ، تبى است كه وقتى در يك روزْ عارض مى‏شود ، دو روز بعد از آن ، برطرف مى‏شود و در روز چهارم ، دوباره برمى‏گردد (الصحاح : ج۳ ، ص۱۲۱۲ ، ذيل «ربع»).

——————————————————
الكافي عن الحسن بن عليّ بن النُّعمان عن بعض أصحابنا :
شَكَوتُ إلى أبي عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام الوَجَعَ ، فَقالَ لي :
إذا أوَيتَ إلى فِراشِكَ فَكُل سُكَّرَتَينِ .
قالَ : ف
َفَعَلتُ ذلِكَ فَبَرَأتُ .

الكافى
– به نقل از حسن بن على بن نُعمان ، از يكى از هم‏مسلكان ما: نزد امام صادق عليه‏السلام از درد ، اظهار ناراحتى كردم .
به من فرمود : «چون به بستر رفتى ، دو شِكر پاره بخور» .
اين كار را انجام دادم و بهبود يافتم .

الكافي ، جلد ۶ ، صفحه ۳۳۳ ، حديث ۵ ، مكارم الأخلاق ، جلد ۱ ، صفحه ۳۶۳ ، حديث ۱۱۸۶ نحوه ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، حدیث ۱۳،دانشنامه احادیث پزشکی ۳۵۴/۲

——————————————————
الكافي عن ابن أبي عُمَير رفعه عن الإمام الصاق عليه‏السلام ، قال :
شَكا إلَيهِ رَجُلٌ الوَباءَ .
فَقالَ لَهُ : وأينَ أنتَ عَنِ الطَّيِّبِ المُبارَكِ؟
قالَ : قُلتُ : ومَا الطَّيِّبُ المُبارَكُ؟
فَقالَ : سُلَيمانِيُّكُم هذا .
قالَ : فَقالَ أبو عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام : إنَّ أوَّلَ مَنِ اتَّخَذَ السُّكَّرَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليهماالسلام .

الكافى
– به نقل از ابن ابى عُمَير ، در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانده است -: مردى نزد امام صادق عليه‏السلام از وبا اظهار ناراحتى كرد .
امام عليه‏السلام از او پرسيد : «با پاكِ خجسته چگونه‏اى؟» .
[من] گفتم : پاكِ خجسته چيست؟
فرمود : «اين [شِكرِ] سليمانى شما» .
امام صادق عليه‏السلام همچنين فرمود : «نخستين كسى كه شكر ساخت ، سليمان بن داوود بود» .

الكافي ، جلد ۶ ، صفحه ۳۳۳ ، حديث ۷ ، مكارم الأخلاق ، جلد ۱ ، صفحه ۳۶۲ ، حديث ۱۱۸۵ نحوه ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۲۹۸ ، حديث ۳ دانش نامه احاديث پزشكي : ۲ / ۳۵۴

——————————————————
الإمام الكاظم عليه ‏السلام :
مَن أخَذَ سُكَّرَتَينِ عِندَ النَّومِ ، كانَت لَهُ شِفاءً مِن كُلِّ داءٍ إلاّ السَّامَ .

امام كاظم عليه ‏السلام :
هر كس در هنگام خفتن ، دو شكر پاره بردارد ، براى او در برابر هر دردى ، مگر درد مرگ ، درمان است .

مكارم الأخلاق ، جلد ۱ ، صفحه ۳۶۳ ، حديث ۱۱۸۷ عن عليّ بن يقطين ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۳۰۰ ، حديث ۱۲ دانش نامه احاديث پزشكي

نیشكر چه خاصیتی دارد؟
عنه عليه‏السلام :
قَصَبُ السُّكَّرِ يَفتَحُ السُّدودَ ، ولا داءَ فيهِ ولا غائِلَةَ .

امام كاظم عليه ‏السلام :
نيشكر ، انسدادها را مى‏گشايد و هيچ بيمارى و عارضه‏اى در آن نيست .

مكارم الأخلاق ، جلد ۱ ، صفحه ۳۶۳ ، حديث ۱۱۹۱ ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۱۸۹ ، حديث ۲ دانش نامه احاديث پزشکی ۳۴۵

الامام کاظم (ع) :ثَلاثَهٌ لاتَضُرُّ :العِنَبُ الرّازٍقِیُّ،وقَصَبُ السُّکَّرِ،وَالتُّفّاحُ اللُّبنانِیُّ.
امام کاظم:سه چیز است که هیچ زیانی ندارد :انگوررازقی، نیشکر، سیب لبنانی،
الخصال، ص ١۴۴،ح ١۶٩، المحاسن، ج٢،ص٣٣۶،ح٢١۵٣کلاهما عن منصور بن یونس، مکارم الاخلاق، ج ١،ص٣۶٣،ح١١٩٠ولیس فیهما «اللبانی»، بحار الانوار، ج۶۶،ص١١٨،ح۵،دانشنامه احادیث پزشکی ٣۵۶

شكر طبرزد چه خواصی دارد؟
الإمام الرضا عليه‏السلام :
السُّكَّرُ الطَّبَرزَدُ يَأكَلُ البَلغَمَ أكلاً .

امام رضا عليه‏السلام :
شكرِ طبرزد ، بلغم را به‏ كلّى از ميان مى‏برد .

الكافي ، جلد ۶ ، صفحه ۳۳۳ ، حديث ۴ وص ۴۳۴ ، حديث ۱۰ عن ياسر ، المحاسن ، جلد ۲ ، صفحه ۳۰۳ ، حديث ۲۰۰۶ ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۲۹۷ ، حديث ۱ ، دانش نامه احاديث پزشكي : ۲ / ۳۵۶ [فيروزآبادى] در القاموس گفته است : «سُكَّر ، معرَّب واژه ” شِكَر ” پارسى است و اسم واحد آن را سُكَّره گويند . خرماى خوب يا انگورى را كه آبى بِدان هست و در نتيجه فرو مى‏پاشد – كه خود ، از بهترين انواع شكرينه است – نيز شكر گويند» . در المصباح هم آمده است : «شِكر ، چيزى شناخته‏ شده است . برخى گفته‏ اند : نخستين بار ، شِكر در طبرزد ، ساخته شد و از همين روى ، شكر طبرزدى گفته مى‏شود» . صاحب المصباح ، همچنين افزوده است : «طبرزد (بر وزن سَفَرجَل) واژه‏اى معرَّب است و سه تلفّظ دارد : به حرف دال (طبرزد) ، به حرف نون (طبرزن) و به حرف لام (طبرزل) . اَزهرى ، تلفّظ نون و لام را روايت كرده ؛ امّا تلفّظ به دال را روايت نكرده است» . ابن جواليقى گفته است : «اصل پارسىِ اين واژه ، تبرزد بوده است ، يعنى آنچه از اطراف ، با تبر ، تراشيده شده است . بنا بر اين ، طبرزد ، صفتى است كه در اِعراب ، از واژه «سُكّر» تبعيّت مى‏كند . برخى از عالمان هم گفته‏اند : طبرزد ، همان شِكر بلوچ است» . در بحر الجواهر نيز آمده است : «اُبلوج به معناى شكر سفيد است» . ابن بيطار نيز گفته است : «طبرزد ، معرَّب است ، به معناى چيزى سخت ، نه سست و نرم» . او همچنين افزوده است : «نمك طبرزد ، نمكى است سخت كه داراى شفافيّت نيست» . [علاّمه مجلسى در ادامه مى‏گويد :] مى‏گويم : «از برخى از سخنان عالمان ، چنين برمى‏آيد كه مقصود از طبرزد ، همان چيزى است كه به نبات ، ناموَر شده است ؛ امّا از بيشتر سخنان عالمان ، اين گونه به دست مى‏آيد كه مقصود ، همان قند است» . بغدادى نيز در الجامع خويش گفته است : «شكر در اوايل ، خشك ، و در نخست ، مرطوب است . ممكن است تلخه را تصفيه كند . گونه ‏هاى مختلفى از آن ، ساخته مى‏شود كه روشن‏ترين ، شفّاف‏ترين و پاكيزه‏ترينِ آنها را در اصطلاح ، نبات گويند . نوع پايين‏تر را كه تيره‏رنگ ، خشن‏تر و پاكيزه ، امّا غيرشفاف است ، اُبلوج گويند . نوع پايين‏تر را كه شيره باشد ، قلم نامند ؛ زيرا به صورت رشته‏هاى دراز به مانند انگشت ، ساخته مى‏شود . نبات ، كمترين حرارت را مى‏طلبد ، پس از آن ، ابلوج ، پس از آن ، قلم ، و پس از آن ، شيره پخته . لطيف‏ترينِ انواع شكر نيز همان نبات است ، در درجه بعد ، ابلوج ، و فروتر از آن ، قلمى كه سفيدىِ كمترى داشته باشد . نوع سخت همين ابلوج را طبرزد مى‏ نامند» .

——————————————————
الإمام الباقر عليه‏السلام
– لِزُرارَهَ‏ـ: وَيحَكَ يا زُرارَةُ ، ما أغفَلَ النّاسَ عَن فَضلِ السُّكَّرِ الطَّبَرزَدِ ! وهُوَ يَنفَعُ مِن سَبعينَ داءً ، وهُوَ يَأكُلُ البَلغَمَ أكلاً ويَقلَعُهُ بِأَصلِهِ .

امام باقر عليه‏السلام
– خطاب به زُراره: اى زراره ! دريغ از تو! چه قدر مردم از ارزش شكر طبرزد ، بى‏خبرند ، در حالى كه براى هفتاد بيمارى ، سودمند است و بلغم را كاملاً فرو مى‏خورد و ريشه ‏كن مى‏سازد !

طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه ۶۷ ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۳۰۰ ، حديث ۱۱ دانش نامه احاديث پزشكي : ۲ / ۳۵۶

درمان مسافر با نیشکر

چون ماءمون – خلیفه عبّاسى – جهت دست یابى به اهداف شوم خود دستور داد تا حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام را از مدینه به خراسان – از راه اهواز – احضار نمایند.
ابوهاشم جعفرى گوید: زمانى که ماءمون چنین تصمیمى را گرفت ، شخصى را به نام رجاء بن اءبى ضحّاک ، ماءمور این کار کرد.
و من در محلّى اطراف شهر اهواز به نام ایذج بودم ، چون خبر حرکت و عبور امام رضا علیه السلام را از آن دیار شنیدم ، جهت دیدار و زیارت آن حضرت شتابان حرکت کردم ؛ و در اهواز به حضور مبارک آن بزرگوار شرفیاب شدم .
چون فصل تابستان و هوا بسیار گرم بود، امام علیه السلام مریض حال ، در گوشه اى قرار گرفته بود، دستور داد تا طبیبى را برایش بیاورند.

همین که پزشک به محضر شریف ایشان وارد شد، حضرت نوعى گیاه مخصوص را توصیف و تقاضا نمود.
طبیب اظهار داشت : من چنین گیاهى را نمى شناسم و حتّى اسم آن را هنوز نشنیده ام ، اگر هم این گیاه موجود باشد الا ن در چنین فصلى ، در این مناطق یافت نمى شود.
امام علیه السلام فرمود: پس جهت درمان آن ، مقدارى نیشکر برایم بیاورید.
دکتر اظهار داشت : این دارو از آن داروى اوّلى نایاب تر است ؛ چون الا ن فصل نیشکر نیست ، بلکه زمان به عمل آمدن و برداشت آن ، فصل زمستان مى باشد.
حضرت فرمود: هر دوى آن ها در سرزمین شما فراوان است و در همین فصل نیز موجود خواهد بود.
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود: هم اینک به همراه این شخص به سمت شیروان حرکت کنید و از رودخانه اى که در مسیر راه مى باشد، عبور نمائید.
و چون از طرف رودخانه گذر کنید، شخصى را مى بینید که مشغول آبیارى و زراعت زمین خود مى باشد، از او محلّ کشت نیشکر؛ و نیز همان گیاه را سؤ ال کنید، او آشناى به گیاهان است و شما را به آنچه که بخواهید، راهنمائى مى نماید.
ابوهاشم گوید: پس طبق دستور امام علیه السلام به همراه طبیب حرکت کردم ؛ و طبق راهنمائى حضرت رودخانه اى که در بین راه بود، از آن عبور کردیم ، مرد کشاورزى را دیدیم که مشغول زراعت و آبیارى زمین خود بود.
بنابر فرموده حضرت ، موضوع را با وى مطرح نمودیم ؛ و او ما را به هر دوى آن دو گیاه راهنمائى کرد.
پس از یافتن محلّ رویش و کشت آن دو گیاه ، مقدارى از هر کدام چیدیم ؛ و سپس آن ها را برداشتیم و به سمت محلّ سکونت امام رضاعلیه السلام حرکت نمودیم .
طبیب در بین راه گفت : این شخص کیست ؟
گفتم : او فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله مى باشد.
اظهار داشت : آیا آثار نبوّت در او هست ؟
در پاسخ گفتم : خیر، او جانشین و وصىّ پیغمبر است .
و چون این خبر به اطّلاع ماءمون رسید، سریعا دستور حرکت داد، که مبادا مردم شیفته حضرت گردند.(۱)
۱- الخرایج والجرایح : ج ۲، ص ۶۶۱، ح ۴، الثّاقب فى المناقب : ص ۴۸۸،ح۴١۶

گردآورنده:فخریان

مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.