در واقع اولین عنصری که خداوند خلق نمود، حرارت بود که عامل ایجاد حرکت می باشد.
دومین عنصری که خداوند خلق نمود سردی است، که عامل سکون و پایداری است.
بدین ترتیب این ۲ عنصر، پایهٔ اول نظام خلقت را شکل دادند.
سپس خداوند گرمی را به سوی سردی حرکت داد و با هم ترکیب نمود و بدین ترتیب از حرارت خشکی پدید آمد و ازسردی، تری و رطوبت ایجاد گردید. سپس حرارت با تری اوج گرفت و خداوند از آنها طبیعت زندگی و فلکیات و آسمانی ها را آفرید و سردی و خشکی بسوی پایین نشست کرد و خداوند با آنها فلکیات زیرین و طبیعت مرگ را آفرید.
در سومین دورهٔ خلقت، خداوند از فلک بالا، بر فلک پایین نظر افکند و گیاهان و حیوانات را پدید آورد.
در دورهٔ چهارم خلقت،انسان را به عنوان حیوان ناطق آفرید و این پیدایش آخرین ترکیبات و مهمترین و کاملترین آنهاست.
در واقع درطب نوین معتقدند انسان بیش از ۱۴۰۰۰ بیلیارد سلول تشکیل شده و در طب اسلامی انسان از اخلاط اربعه پدید آمده است.
ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند

مزاج به معنی آمیختن و مخلوط شدن چند چیز است. مزاج در بدن انسان کیفیتی است که از ممزوج شدن اخلاط اربعه حاصل میشود.
از تأثیر ارکان چهارگانه برهم، به ترتیب زیر، مزاجهای مختلف ایجاد میشود:
۱-گرم وخشک (آتش) + گرم و تر (هوا،دم)—»گرم (خشکی و تری یکدیگر را خنثی میکنند)
۲-گرم و خشک (آتش) + سرد و تر (آب) —-» معتدل (گرمی وکسردی،وخشکی و تری یکدیگر را خنثی میکنند)
۳-گرم و تر (هوا،دم) + سرد و تر (آب) —–» تر (گرمی و سردی یکدیگر را خنثی میکنند)
۴-گرم و تر (هوا،دم) + سرد و خشک (خاک)—-» معتدل
۵-سرد و تر (آب) + سرد و خشک (خاک) —–» سرد
۶-گرم و خشک (آتش) + سرد و خشک (خاک)—-» خشک
تاکنون ۵ مزاج گرم، سرد، خشک، تر و معتدل ایجاد شد و ۴ مزاج دیگر معادل طبع عناصر(ارکان) چهارگانه حاصل میشود که عبارتند از:
عنصر آتش (صفرا) : حرارت + خشکی (گرم و خشک)
عنصر هوا (دم) : حرارت + رطوبت (گرم و تر)
عنصر آب (بلغم) : سردی + رطوبت (سرد و تر)
عنصر خاک (سودا) : سردی + خشکی (سرد و خشک)
که وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضروری است، اما باید هر یک به اندازه خاص و معین باشد.
پروردگار حکیم با تقدیر خود برای هر یک از این ها مقدار معینی را مقدر کرده است و آنچه موجب بیماری است، برهم خوردن تعادل میان این اخلاط و تغییر در مقدار (تغییرکمی) یا در کیفیت اخلاط (تغییرکیفی) میباشد.
چهار طبع مخالف سرکش
چند روزی شوند با هم خوش
چون یکی زین چهار شد غالب
جان شیرین برآید از قالب

مزاج سنی ::
هر سنی برای خود یک مزاج دارد.
از تولد تا ۱۵ سالگی ← سن دم
از ۱۵ تا ۳۵ سالگی ← سن صفرا
از ۳۵ تا۶۰ سالگی ← سن سودا
و بعد از ۶۰ سالگی ← سن بلغم است.
هر چند که متأسفانه با تغذیه های نادرست و عملکرد نادرست این جدول متغیر شده.
تقسیم بندی فوق به این معناست که کودک در سن رشد،گرم و مرطوب است، زیرا گرمی و رطوبت برای رشد لازم است، به تدریج که کودک رشد میکند، این رطوبت غریزی مصرف شده، گرمی و خشکی در سن جوانی غلبه میکند.
این سن، سن هیجان، شور، نشاط، انرژی ، فعالیت، کار و تلاش است و اتفاقات مهم زندگی، مثل تحصیلات عالی، ازدواج، شغل و… در این دوره و با شور جوانی همراه است.
با افزایش سن، این حرارت غریزی تحلیل رفته و بدن سرد و تر میشود. سن سودا، زمان سردی و خشکی است. این سن، زمان تکامل عقل و تدبیر است.
در این سن انسان دوراندیش و عاقبت نگر میشود. برای تربیت فرزندان خود و تأثیر در اجتماع، انتخاب های پخته تری انجام میدهد.
بعد از ۶۰ سالگی، رطوبت خارجی غالب شده و بدن سردتر میشود، انسان مرتب چرت میزند و سست و بیحال میگردد.
فراموشی، به سراغش می آید و آموخته هایش را از یاد میبرد. این سردی و تری آنقدر زیاد میشود تا شمع وجود را خاموش نماید و مرگ طبیعی به سراغ انسان بیاید.

مزاج فصلی ::
هر فصل نیز مزاج مخصوص به خود را دارد.
*بهار (گرم و تر)
*تابستان (گرم و خشک)
*پاییز (سرد و خشک)
*زمستان (سرد و تر)
همانطور که ملاحظه میکنید، ترتیب فصول سال هم مانند عمر انسان است.
از گرمی و تری شروع و باسردی و تری خاتمه میابد.
گرما و رطوبت بهار باعث رشد گلها و سبزه ها و شروع زندگی جدید میشود و تابستان با گرمی و خشکی، میوه ها میرسند.
پاییز، سرد و خشک است و برگهای درختان زرد و خشک شده و بر زمین میریزند، لذا در متون دینی به ما سفارش کرده اند که خود را از باد پاییز بپوشانید، که بر شما نیز همان اثری را دارد که بر درختان دارد.
زمستان، فصل سرما و رطوبت است، برف میبارد و درختان و خیلی از حیوانات به خواب می روند، همانند مرگ انسان،که باید توجه داشته باشید که مرگ انسان هم نوعی خوابیدن است که قرار است مانند درختان در بهاری مجدد، از خواب بیدار شود.
“در خزان کن اجتناب از هرچه باشد سرد و خشک
در بهار از گرم و تر بگذر، مکن چون و چرا”

مزاج عضو ::
علاوه بر مزاج کلی که بر بدن حاکم است، هر عضوی مزاج مخصوص به خود را دارد. مثلأ اعضای گوشتی مثل عضلات و قلب، گرم و ترهستند.
اندامهای دارای چربی، مثل چربیهای زیرپوستی و مغز،سرد و ترهستند. استخوان و مو، سرد و خشک هستند.

مزاج جنسیتی ::
جنس مذکر نسبت به جنس مونث گرم و تر است..

علائم مزاجهای مختلف به طور کلی ::
۱- لمس :
گرمی وسردی پوست در لمس نشانه گرمی و سردی مزاج است.
نرمی پوست : نشانه رطوبت
زبری و سختی پوست : نشانه خشکی مزاج
این ها به شرطی صحیح است که لمس کننده معتدل باشد یا در قیاس با پوست معتدل راجع به مزاج لمس شونده قضاوت کند.
۲- چاقی و لاغری :
لاغری نشانه خشکی
چاقی نشانه رطوبت
درشتی اندام و گوشت فراوان در افراد دموی( گرم و تر)دیده میشود.
چربی در بدن نشانه سردی و تری( بلغم) است
لذا لاغرها صفراوی و یا سوداوی هستند.
۳- مو :
زیادی مو، رشد سریع و رنگ سیاه آن دلیل بر گرمی مزاج است.
کمی مو و رنگ روشن آن دلیل بر سردی
مجعد بودن نشانه خشکی
موی صاف نشانه رطوبت
۴- رنگ بدن :
سفیدی رنگ پوست دلیل بر سردی مزاج.
سرخی و گندم گونی آن دلیل بر گرمی مزاج.
زردی نشانه گرمی.
رنگ بادمجانی (تیره بی روح و غیر درخشان) دلیل بر سردی و خشکی.
رنگ گچی وسربی نیز دلیل بر سردی مزاج است.
۵- وضعیت اعضاء بدن :
فراخی سینه عروق برجسته و نبض قوی و درشتی مفاصل نشانه حرارت است و خلاف این ها نشانه سردی است.
۶- تاثیر گرفتن از سردی و گرمی، تری و خشکی :
افراد گرم مزاج تحمل گرما را ندارند و در هوای خنک راحت ترند، همچنین غذاهای گرم مثل ادویه با آن ها سازگاری ندارد.
ممکن است با خوردن کمی دارچین خارش بگیرند یا با خوردن چند خرما جوش بزنند.
برعکس سرد مزاجان به غذا و هوای گرم بیشتر علاقه دارند. مایل به شیرینی و گریزان از ترشی و سردی ها بوده و با خوردن ترشی ها ممکن است هنگام خواب آب از دهانشان خارج شود
۷- افعال :
افراد سرد مزاج در شروع یک کار مشکل دارند و به اصطلاح دیر گرم میشوند، اما گرم مزاجان، کارها را به سرعت شروع میکنند.
گرمی مزاج، گاه باعث شتاب زدگی و عجول بودن میگردد و این افراد ممکن است ثبات رأی نداشته باشند.
خشمگین شدن هم از علامات گرمی مزاج است، اما سرد مزاجان بر عکس افرادی آرام و صبور هستند.
۸- فضولات دفع شده :
موادی که به صورت عرق ، ادرار ، مدفوع و.. از انسان دفع میشود، میتواند نمایانگر حرارت و برودت مزاج باشد.
این مواد در صورتی که پررنگ و دارای بوی تند باشند، نشانه گرمی مزاج و در صورتی که کم رنگ و بی بو باشند، نشانه سردی مزاج هستند.
۹- خواب و بیداری :
زیادی خواب نشانه سردی و یا رطوبت است.
کم خوابی معمولا ناشی از گرمی و یا خشکی مزاج است.
۱۰- وضع روحی – عصبی :
قوت، سرعت و کثرت افعال مربوط به روح و اعصاب و نشانه گرمی است.
مثلا گرم مزاجان پرحرف هستند و باسرعت بیشتری صحبت میکنند،
در حالی که سرد مزاجان خیلی آهسته، آرام و شمرده صحبت میکنند و کم حرف ترند.
قدرت یادگیری وحافظه در گرمی مزاج بهتر میشود.
سردی مایه ترس و گرمی مایه شجاعت است.

نکته ::
آنچه تاکنون راجع به آن صحبت شد عبارت است از مزاج سرشتی یعنی مزاجی که از طریق ارث از پدر ومادر به فرد منتقل میشود. هر فرد، وقتی متولد میشود دارای یک مزاج سرشتی است و همین مزاج برای او یک حالت طبیعی است، بنابراین اگر کسی مزاج گرم و خشک
گرم و تر سرد و خشک و سرد و تر دارد، به این معنی نیست که دچار بیماری ناشی از صفرا ، سودا، بلغم یا دم است.
آن چیزی که باعث بیماری است غلبه خلط دم، صفرا، سودا و یا بلغم است.