پنج انگشت

پنج انگشت

پنجنکشت (پنج انگشت )
معرب آن فنجنکشت و فنجنجشت است.
به عربی “اثلق”،”شجرة ابراهيم”،”حشيشةالرهبان،،”
به فارسی “درخت مریم”
به هندی “سنبهالو”
در ملک مالوه”نیگر”
و در افغانی”نیگر”گویند.
و گیلانی گوید حق آنست که آن سنبهالو نیست،زیرا که آثار و افعال متخالف اند.
و تخم آن را به عربی👈”حب الفقد”و “حب النسل”و “اعین السراطین” نامند
و به فارسی👈”فلفل کوهی”
و به شیرازی👈”دل آشوب”
و به هندی👈”رنیکا” بخوانند.
و بدانند که وجه تسمیه آن به پنجنکشت که مخفف “پنج انگشت” است،آنکه برگ آنرا پنج زائده باشد.
“حشیشةالرهبان”بهر آن گویند که ایشان را در معابد خودها مینشاندند(این گیاه را در معابد خود میکاشتند).
و “اغنیس”یعنی پاک،از برای آن نامند که زهاد(زاهدها)در هنگام ربیع(بهار)در معابد خود فرش آن مینمایند به جهت آنکه آن مضعف باه(ضعیف کننده قوای جنسی)و شکننده شهوت است.
و تخم آن را “حب الفقد” به همین جهت گویند که از آن فقدان(از بین رفتن) شهوت جماع میشود.
و “حب النسل”به طریق آنکه برعکس نهند نام “زنگی کافور”(کافور سیاه)میگویند،زیرا که قاطع(قطع کننده) نسل است.
بالجمله آن درختی است چون آن مابین شجر و گیاه،و برگ آن به قدر برگ زیتون و کوچکتر و نرمتر.و فی الجمله شبیه به برگ انار و روی برگهای آن سبزتر و پشت آنها سفید و بر سر هر شاخ(شاخه) پنج عدد برگ شبیه به پنج انگشت متقارب الاصول متفرق الاطراف مجتمع الاسافل متفرق الروس(اجزای گیاه به هم فشرده و تنگ قرار گرفته و شاخه ها به اطراف پخش شده و سرشاخه ها از هم دور)به شکل انگشت دست
و چون به دست بمالند بوی تیز(تند) از آن آید.
و شاخه های آن دراز باریک صلب(محکم)
گل آن سفید مایل به سرخی
و زرقت(دانه)و تخم آن شبیه به فلفل و کوچکتر از آن و رنگ آن مختلف،بعضی سفید و بعضی سیاه
و اکثرا مستعمل(مورد استفاده)تخم آن است
و در هند درخت آن بزرگتر از جاهای دیگر میشود.
و سدید کازرونی در شرح مفردات قانون می نویسد که آن در مواضع(جاهای)قریب(نزدیک)از آبها می روید.

و ابوریحان نوشته که آن عقار(دارو)سفید است مثل کف و از آن شعبه ها مثل انگشتها منشعب میگردد و از دو تا پنج.
و اما موصوف در این باب(آنچه درباره این گیاه گفته شده)آن صفات فرفخ(خرفه)است که به سنجری مسمی “مرور” است(“مرور”نامیده

یکی از آن هر دو (یکی از آن دو)بیخی(اصل) است که ابوریحان ذکر نموده و آن را زنان در تبریز برای فربه(چاق) کردن استعمال(استفاده)میکنند و آن را پنجنکشت میگویند.
و دوم نباتی(گیاهی)است که آن را “شیخ الرئيس” و “ابن بیطار” ذکر کرده اند.
و تخم آن را “حب الفقد”نامیده اند بهر آنکه فقدان نسل میکند(قطع نسل میکند).
گرم در اول و گویند در دوم و گویند در سوم و خشک در سوم؛
و بعضی سرد در دوم و خشک در اول دانسته اند.
و گویند که برگ آن در حرارت (گرما) و یبوست(خشکی) کمتر از تخم آن است.
و تخم آن لطیف تر از برگ آن
و محلل(تحلیل کننده)
و ملطف(لطیف کننده)
و در آن تفتیح(باز کردن)با قبض است و این افعال(کارها)تخم آن است.
و مفتح سده دماغی(باز کننده گرفتگی مغزی) و کبدی و طحالی و
نافع(مفید) خفقان بارد(لرزش سرد)و التوای(پیچش)عصب.

و به قول شیخ منقی لون(پاک کننده رنگها) است.
و ضماد برگ آن نافع جهت التوای(پیچش)عصب و جراحات(زخم ها)است.

و محلل(تحلیل برنده) اورام صلبه(ورمهای سفت)اعضا
و نطول به آب طبیخ(جوشانده) آن با سرکه و زیت(روغن)نافع صداع بارد (سردرد سرد)و لیثرغس( فراموشی)و آخر قرانیطس(ورم مغز)است.

و گویند ضماد آن جهت درد سر رطوبی و ورمی مفید و چون(اگر)برگ آن را تا سی روز بنوشند صرع و جنون را نفع کند(فایده دارد).
و اکتحال(سرمه کشیدن)به عصاره آن بصر(بینایی) را تیز گرداند.
و مضمضه و غرغره به آب طبیخ(جوشانده) آن تسکین درد حلق و منع قروح(زخم ها)دهان،از سعی و نفخ (تورم)به خشونت حلق نماید(اگر دهان زخم داشته باشد باعث تورم و خشونت حلق میشود).
و چون از چوب آن چیزی سازندکه بدان اتکا نمایند(تکیه دهند)منع تعب(رفع خستگی) کند.

و چون بدان ضماد کنند و بیاشامند،قطع نزف الدم(#خونریزی) نماید.
و چون ثمر(میوه)آن دو درم با سکنجبین بنوشند،صلابت(استواری و محکمی) طحال را نفع دهد.
وکذا(همچنین)چون بدان مع(با)سرکه تکمید(با پارچه ای گرم بستن)کنندو نافع استسقا است و آن سده(گرفتگی) جگر طحال بگشاید.
و تخم آن نافع ترین چیزی است در تفتیح(باز کردن)این سدد(گرفتگیها)و در کم کردن ریاح(بادها) شکم و نفخ آن و خصوصا بریان کرده آن

و چون یک درم(۱۲ قیراط) تخم آن بخورند
تکثیر(ازدیاد) شیر نماید با وجود آنکه تقلیل(کم کردن)منی میکند؛و این خاصیت عجیب است.

و خوردن دو مثقال آن با شراب ادرار بول و حیض کند که از آمدن آن مأیوسباشند.
و آن مفسد(تباه کننده)شهوت جماع و مقلل(کم کننده)و مجفف(خشک کننده)منی است و چون با سرکهسه روز بخورند قطع منی و ابطال(از بین برنده)شهوت جماع کند.

و شرب تخم آن قطع نعوظ بالکل نماید و لهذا(برای همین)اطبا از آن منع کرده اند
و چون بدان زیر زنبخور نمایند شهوت جماع از آن ساکن گرداند،وکذا حمول (پوشش)تخم آن
و چون زندر طبیخ برگ آن مع ثمر آن(جوشانده برگ با میوه گیاه)بنشیند اوجاع(دردها) رحم و اورام(ورم ها)آن را و ورم مقعد را نفع کند
وکذا چون با فوتنج(پونه) بنوشد وکذا بخور آن وکذا طبیخ(جوشانده)برگ آنبا مثل آن برگ”کرم” (نوعی گیاه)و نصف آن مسکه(قوام)وصلابت(استواری)رحم آن را نرم کند؛وکذا صلابت خصیتین(بیضه ها)را

و چون تکمید(پارچه گرم و آغشته به شرب گیاه بر موضع بیماری گذاشتن) بدان نمایند اورام مقعد را نفع دهد
و شرب و ضماد آن مفتح(بازکننده) افواه(دهانه) بواسیر است
و طلای ثمر آن به آب (عصاره میوه آن که با آب گرفته شده) مسکن درد شقاق مقعد است.

و بخور آن باعث تحلیل اورام و بستن برگ گرم کرده آن بر ورم بارد(سرد)و نزول آب در بیضه(بیضه آب آورده)نافع

و گیلانی گوید که آن نافع جرب سوداوی است
و چون هر روز یک نیم درم از آن با یک سکرچه(نوعی پیمانه)آب مغز خیار شنبر(چنبر)هفت روز بنوشند،صاحبان جذام را صحت بخشد
و چون یک درم آن را بنوشند جهت گزیدگی عقرب و مار نافع

و ضماد آن مطلق(تمام)گزیدگی را مفید
و چون از برگ آن بر مکانی دخان(دود) نمایند و یا در آن فرش کنند هوام(حشرات و جانوران گزنده )بگریزند و ضماد آن برای نهش(جای گزیدگی) آنها نیکوست

️و اکثار(بیشتر)آن مصدع(افکننده)و مسبت(بی حال کننده) است
️و مصلح آن بریان کردن آن
️و مضر جماع و گرده(کلیه)
️و مصلح آن صمغ عربی
✅و بهتر آن است که آن را بدون مصلح آن که صمغ عربی است استعمال نکنند

⛔️و تخم آن مضر سر
️مصلح آن بنفشه

️و بدل آن به وزن آن شهدانج (شاهدانه)
مقدار شربت آن از نیم درم تا دو درم و گویند تا یک نیم مثقال و اولی(ارجح)آن است که بر یک مثقال زیاده نکنند.

مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.